این هدست Android XR کمی نسبت به Apple Vision Pro در دسترستر است، اما به صیقل بیشتری نیاز دارد.

$1,800 در سامسونگ
امتیاز: ۶/۱۰
WIREDSharp، نمایشگرهای میکرو‑OLED رنگارنگ. دسترسی به برنامههای اندروید. وزن سبک. خستهکننده؛ واقعاً راحت نیست. اشکالات فراوان. ناوبری دقیق نیست. «Likeness» من مثل اینکه روی مواد مخدر بودهام بهنظر میرسد.
من در چند هفته گذشته هدستهای جدید Apple Vision Pro مجهز به پردازنده M5 و سامسونگ Galaxy XR را روی میز کارم داشتهام. این دستگاهها گرانقیمت و پیشرفته هستند. نسخهٔ اپل قیمت $۳,۴۹۹ دارد! هدست سامسونگ تقریباً نیمی از این قیمت است — هنوز هم هزینهٔ سنگینی یعنی $۱,۸۰۰. جمعآوری انرژی برای پوشیدن آنها کار دشواری بوده است.
میتوانید فیلم ببینید، بازیهای غوطهور انجام دهید و با چند صفحهٔ مجازی کار کنید. هیچیک از این تجربهها آنقدر جذاب نبودهاند که بخواهم برای بیش از یک ساعت هدست را روی صورتم بگذارم. با این حال، این دستگاه را امتحان کردم و نتیجهٔ من این است که گوگل و سامسونگ هنوز کارهای زیادی برای بهبود تجربهٔ Android XR دارند؛ همچنین قدردانی عجیبی و تازه نسبت به کیفیت هدست واقعیت ترکیبی اپل پیدا کردهام.

یافتن راحتی
من Galaxy XR را از وبسایت سامسونگ خریداری کردم و شرکت لینک مفیدی به EyeBuyDirect فراهم میکند، جایی که میتوانید لنتهای مغناطیسی تجویزی کداک را بهقیمت $۱۰۰ بخرید تا بتوانید هدست را بدون عینک استفاده کنید. فرآیند بیدردسر بود، اگرچه زمان طولانی حمل و نقل باعث شد که لنتهایم چند هفته قبل از دریافت XR برسند.
اگرچه وزن بسیار سبکتر Galaxy XR نسبت به Vision Pro را میستایم، اما به طور مداوم برای یافتن یک تناسب راحت مشکل داشتم. پس از گذاشتن هدست، میتوانید دکمهای در پشت آن را بچرخانید تا بند دور سر سفت شود، اما معمولاً فشار قابلتوجهی بر پیشانیتان وارد میشود و وقتی فنهای قابلشنیدن فعال میشوند، پیشانی گرم میشود؛ تقریباً غیرممکن است بدون داشتن تعرق پس از یک جلسه XR. دو محافظ نور مغناطیسی که در جعبه وجود دارند، کار خوبی در مسدود کردن نور محیط از ورود به واقعیت مجازی انجام میدهند، اما کامل نیستند؛ همچنان بهکمی نور نفوذ میکند.

سامسونگ Galaxy XR
امتیاز: ۶/۱۰
$1,800 در سامسونگ

Galaxy XR بهطور مکرر به من میگفت که هدست را بالا یا پایین ببرم هر بار که آن را روی سر میگذارم، و اگرچه گاهی توانستم تناسبی را برای مدتی پیدا کنم، اما آن را راحت نمیتوانم بنامم. بالشتک پیشانی که همراه بود کمی کمک میکند، اما اگر لایهٔ نرمتری داشت خوشحال میشدم. بهعجیب، Vision Pro اپل با نوار دوپاره (Dual Knit Band) جدید، بسیار حمایتکنندهتر به نظر میرسد. چون دو نقطه برای تنظیم تناسب وجود دارد، بهخوبی بر سر مینشیند.
کیفیت بصری صفحهنمایش میکرو‑OLED ۴K سامسونگ بینظیر است و یکی از نکات برجستهٔ Galaxy XR محسوب میشود. همهچیز عموماً واضح بهنظر میرسد. از تماشای چند قسمت از Stranger Things فصل ۵ روی هدست لذت بردم و زمان قابلتوجهی را با بازی Grimvalor با یک کنترلر PlayStation 5 DualSense همراه سپری کردم.

سامسونگ Galaxy XR
امتیاز: ۶/۱۰
$1,800 در سامسونگ
اندروید XR
نکتهٔ خوب اندروید XR این است که سامسونگ و گوگل از صفر شروع نکردهاند و اکوسیستم برنامهها را بهصورت پیشساختی دارند. تقریباً میتوانید به هر برنامهٔ اندروید دسترسی داشته باشید و آن را به فضای مجازی خود بیاورید،گرچه برخی برنامهها برای این تجربه بهتر طراحی شدهاند. (برنامهٔ Slack هنوز روی هر صفحهای بزرگتر از صفحهٔ گوشی عالی نیست.)
یک ویژگی کلیدی اندروید XR توانایی گفتگو با چتبات Gemini گوگل بهصورت آزاد است. من این کار را چند بار انجام دادم وقتی میخواستم روش اتصال کنترلر PS5 به هدست را بفهمم، و این سرویس پیشنهادهای ویدئویی یوتیوب را نشان داد تا بتوانم یک آموزش را ببینم. اما بهطرز عجیبی، Gemini بارها چیزهایی میگفت که فکر نمیکنم برای من منظور باشد. وقتی به متن گفتگو نگاه کردم، واضح شد که Gemini گاهی پاسخهایش شامل دستورالعملهای پردازش فرمان است. «<\ctrl94> کاربر میخواهد برنامهٔ تلگرام را باز کند. ابتدا باید بررسی کنم که برنامهٔ تلگرام روی دستگاه نصب شده است یا نه. <\ctrl95>». اینکار چندین بار هنگامی که من Gemini را برای پرسیدن سؤال فراخوانی میکردم، اتفاق افتاد. به یاد داشته باشید، این یک دستگاه سختافزاری نمونه نیست که سامسونگ برای من فرستاده؛ این نسخهٔ مصرفکنندهای است که خودم خریداری کردهام.




هنوز نمیدانم بهنظری واقعی چند بار با Gemini چت خواهم کرد، حتی اگر تجربه صیقلیتر باشد. در همین راستا، حدود دو دقیقه به نسخههای فضاییسازیشدهٔ عکسهایم در برنامه Google Photos نگاه کردم، «جالب» گفتم و دیگر به این ویژگی توجه نکردم؛ واقعاً چندان جالب نیست.
حرفی از آواتارم نزنید. من یک آواتار کارتونی سامسونگ Galaxy سفارشی کردم تا شباهت من را بازتولید کند؛ آنها شبیه Bitmoji هستند (یعنی خیلی خوب نیست) و آواتار بهنظر میرسد در بازتولید حالتهای چهره ضعیف عمل میکند. چند دقیقه پس از آغاز یک جلسه Zoom با یک همکار، او شکایت کرد که فهمیدن کاری که چهرهام میخواهد بکند سخت است و همچنین نمیتوانست صدای من را خوب بشنود زیرا میکروفون هدست بهطور مداوم قطع میشد.

در ابتدا نتوانستم Galaxy XR را به رایانه شخصیام متصل کنم چون این قابلیت نیاز به لپتاپ Samsung Galaxy Book داشته است، اما گوگل اخیراً بهروزرسانیای منتشر کرد که برنامهٔ بتای PC Connect برای Android XR را معرفی کرد. آن را روی ویندوز PC خود (پشتیبانی از Mac بعداً خواهد آمد) دانلود کنید و بلافاصله صفحهٔ دسکتاپ ویندوز شما به فضای XR منتقل میشود و میتوانید همچنان از کیبورد و ماوس متصل به دسکتاپ استفاده کنید. این روش فوقالعاده بود و کاری راحتتر برای کار فراهم کرد، بهجای اینکه سعی کنید فضای کاریام را با برنامههای اندروید بازسازی کنم، اما همچنان مشکل ناپدید شدن دورهای نشانگر ماوس را داشتم، بهطوریکه هرگز نتوانستم واقعا کارهای زیادی انجام دهم. این سیستم بهسوی نمایشگر مجازی mac اپل بهقدر یکپارچه نیست.

خوشبختانه، گوگل با بهروزرسانی اخیر خود که «Likeness» را اضافه کرد، نجاتبخش شد؛ این ویژگی طوری طراحی شده که بازنمایی واقعیتری از خودتان ارائه دهد، مشابه Personas اپل. ابتدا باید برنامهٔ Likeness گوگل را روی گوشی خود دانلود کنید، چهرهتان را اسکن کنید، سپس بهصورت خودکار به Galaxy XR شما ارسال میشود. فوراً شبیهتر به من شد، اما چشمهایم بهطرزی غیرعادی باز بودند و هر بار که حرکتی با دهان انجام میدادم، تمام دندانهایم نمایش داده میشد. وقتی از طریق Google Meet با همسرم تماس تصویری برقرار کردم، او گفت «نه»، از چهرهام اسکرینشات گرفت و در استوری اینستاگرام خود برای همهٔ دوستانمان بهمنظور خندیدن منتشر کرد. من مثل کسی که روی مواد مخدر است بهنظر میرسید.
Galaxy XR یک محصول تخصصی است. من واقعا دوست دارم با جدیدترین و پیشرفتهترین تکنولوژی بازی کنم و از کار در فضاهای ثلاثی با سختافزار مناسب لذت میبرم. با دستگاههایی مثل هدست Meta Quest زمانهای خوشی داشتهام، بازیهای SuperHot و Beat Saber را انجام دادهام. اما هدستهایی مانند Galaxy XR و Vision Pro بهسویسخت، سنگین و خستهکننده هستند؛ استفاده بیشتر از یک ساعت حس سختگیری را میدهد و فکر نمیکنم تجربهای که نسبت به دنیای غیرمجازیام ارائه میدهند بهطور قابلتوجهی بهتر باشد. حتی باتری کابلدار هم برایم مشکل نیست. اگر این دستگاهها بهطور چشمگیری سبکتر، راحتتر و کوچکتر شوند، میتوانم جهانی را تصور کنم که برای چند ساعت آنها را بگذارم و از یک واقعیت مجازی برای فرار از زندگی استفاده کنم. متأسفانه هنوز به آنجا نرسیدهایم.
دیدگاهتان را بنویسید